داستان مرگ عابس به خاطر یک قالب پنیر

ارمان می خواد ابسو گول بزنه ولی ابس میگه اسگل من الان ترم ۸
بهداشت محیطم . یعنی میگی اینقدر خرم که پنیرو بدم به تو

ارمان هم که دید ابس خر نمی شه هنز فری رو گذاشت تو گوشش خوابید

ارمان بعد از اینکه از خواب بلند شد فکری به اون کله پوکش خطور کرد . اون تصمیم گرفت از پوریا برای این کار استفاده کنه پس رفت پیش پوریا و با یه شکلات خرش کرد و یه چماق داد دست پوریا و گفت برو ابسو بکش

پوریا هم با راننده مخصوص خود احسان گلابی رفت تا ابسو با ...... یکسان کنه

تو راه اونا یه بستنی تو اتاق پیام زدن تا انرژی بگیرن

این هم عاقبت ابس به خاطر یه قالب پنیر

جهاندار
ت ...... دست)
بچه گی فرزین
همون موقع فرزین علاقه فراوانی به تلویزیون داشت.به طوری که الان
متوسط روزی سه تا فیلم تو سالن تلویزیون نگاه میکنه

پابوسی
همون چاقه

صف غذای بچه های خوابگاه

ممی زاده
کرده البته ۱۵ سال بعد

فرزین
اینقدر دانلود کرد تا به این شکل در اومد!!!!!!!!!!!!!

محمد لطفی مسئول غذای خوابگاه
اینجا رو نگاه کنید
اونی که کنارش وایساده پسرشه

جلسه ی سوم
می تونید صادق هدایت بخونید و حسین پناهی گوش کنید.
من شخصا این کار را کردم و ۶ ماه بعد فوت شدم!
در پایان سوالی طرح می شه.هرکی درست جواب داد ی جلد
سگ ولگرد صادقو جایزه میگیره!
چرا صادق هدایت خود کشی کرد و مرد ولی من خودکشی
کردم و زنده هستم؟!
می توانید جواب را به شماره ی ۰۹۱۷۳۲۴۸۹۳۳ بفرستید یا
همینجا نظر نحستو بذاری. پایان اراجیف